فلسفه مورچه:

"مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند" فلسفه خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری می گردند . بالا می روند، پایین می روند، دور می زنند. آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند. چه فلسفه کارآمدی ؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند دست نکش.

" مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند " این نگرش مهمی است.نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند . آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.

"مورچه ها کل زمستان رامثبت می اندیشند "
این هم مهم است . در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم ، مورچه هابیرون می آیند . اگر دوباره سرد شد آنها برمی گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند . آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.


🐜🐜🐜🐜🐜🐜🐜🐜🐜🐜
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند؟ هر چه قدر که در توانش باشد . چه فلسفه باور نکردنی ای ، فلسفه : "هر چه قدر در توانایی ات است." فلسفه فوق العاده ای ست که هرگز : 1. تسلیم نشوی 2. آینده را ببینی 3. مثبت بمانی 4. همه تلاشت را بکنی.

شاهکار زندگي چيست؟

 
 اين که در ميان مردم زندگي کني ولي هيچگاه به کسي زخم زبان نزني،
دروغ نگويي،
کلک نزني
و سوءاستفاده نکني،
اين شاهکار است.
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ" ﺗﺤﻤﻞ" ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ
ﺭﺍ"ﻗﻀﺎﻭﺕ " ﻧﮑﻨﻴﻢ .
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍﻱ"ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ " يکدﻳﮕﺮ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ
ﺑﻬﻢ "ﺁﺯﺍﺭ " ﻧﺮﺳﺎنيم
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍﺍﺻﻼﺡ" ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ
 ﺑﻪ" ﻋﻴﻮﺏ " ﺧﻮد
ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ .
ﺣﺘﻲ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ"ﺩﻭﺳﺖ "ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﻓﻘﻂ
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ" ﺩﺷﻤﻦ" ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ .
ﺁﺭﻱ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺯﻳﺴﺘﻦ، شاهکار است

خاتونِ بهشتِ ابری

(غزلی در وزنی خاص و حال و هوایی بارانی)
شهراد میدری


خاتون ِ بهشت ِ ابری! دلتنگ ِ شمالت هستم
بی تاب ِ تو و دریا و... باران ِ زلالت هستم

ای برگ ِ مژه رو کرده! چون جنگل ِ لیمو کرده
ببری به کمین خو کرده با چشم ِ غزالت هستم

با ناز و ادا کبکینه، تا چشمه خرامان سینه
می آیی و من نوشینه، لبریز ِ سفالت هستم

پُر کرده قدح از باده، دل برده و خیلی ساده
می خندی و من افتاده در گونه ی ِ چالت هستم

بادی که می آید سویت، تا برگ ِ گُل ِ شب بویت
مِه می شوم و بر مویت، چون شالی ِ شالت هستم

قالیچه ی ِ ایوان از تو، چای از تو و قلیان از تو
وا کردن ِ دیوان از تو، نجواگر ِ فالت هستم:

ای شیوه و نازت شیرین! ای چشم و دو ابرو مشکین!
ای قد ِ تو خوش، لب نوشین! محو ِ خط و خالت هستم

به به! به مبارک بادم، غم آمده و من شادم
از هر دو جهان آزادم، در بند ِ ملالت هستم

بیداری و خوابت دیدن، تا باغ ِ تو پا ورچیدن
دلخوش به همین دزدیدن، از بوسه ی ِ کالت هستم

مجنون به تو لیلا یا نه، آیا برسد... آیا نه؟
من با تو شود "ما" یا نه؟ در جنگ و جدالت هستم

در می زنی انگاری تو،
"به به! چه عجب! " داری تو،
خوشبختی ِ دیداری تو، رویای ِ محالت هستم

آرامم و پُرتشویشم، تنها به تو می اندیشم
وقتی که نباشی پیشم، راضی به خیالت هستم


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سالروز خاموشی بانوی داستان نویسی ایران...

.........................................................
هجدهم اسفند یادآور سالروز درگذشت بانوی اول داستان نویسی ایران است.
سیمین دانشور همسر یک نویسنده مشهور هم بود اما پس از مرگ جلال آل احمد نیز 42 سال زندگی کرد. نوشت و به فعالیت اجتماعی و فرهنگی پرداخت.
از خانم دانشور می توان به عنوان نخستین زن ایرانی یاد کرد که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت.
مهم‌ترین اثر او رمان «‌سووشون» است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. رمانی که از جمله پُرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود.
سیمین دانشور، پس از مرگ پدر در ۱۳۲۰ خورشیدی، دررادیو تهران و روزنامه ایران با نام مستعار «شیرازی بی‌نام» مقاله می‌ نوشت.
7 سال بعد مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد؛
نخستین مجموعه داستانی که به قلمِ زنی ایرانی چاپ شده‌است مشوقین او برای داستان‌نویسی فاطمه سیاح - استاد راهنما در دانشگاه- وصادق هدایت بودند.
در همین سال، در حالی که در اتوبوس از تهران راهی شیراز بود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شدو دو سال بعد با او ازدواج کرد.
در سال ۱۳۳۸ استادِ دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد.
اندکی پیش ازمرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است.
از شگفتی های روزگار این که پس از پیروزی انقلاب و در سال 1358 او را از دانشگاه تهران بازنشسته و در واقع از ادامه خدمت در این عرصه محروم کردند در حالی که همچنان امکان کار و خدمت داشت.
تاکید بر شگفت آوری به این خاطر نیست که تنها او مشمول چنین حکمی شد.
بلکه به این سبب که همسر «جلال آل احمد»ی بود.
نویسنده ای که به خاطر کتاب «غرب زدگی» که با الهام از آرای احمد فردید نوشته بود ، مقبول نیروهای انقلابی بود و به خاطر جدا شدن از روشنفکران سکولار نماد تعهد معرفی می شد و قرار بود در دانشگاه ها امثال آل احمد پرورش داده شوند که با غرب میانه ای نداشت یا چنین می نمود.
سال ها گذشت تا بانو دوباره دل و دماغ نوشتن پیدا کند و در سال ۸۶ کار نوشتن را از سر گرفت و داستانی تازه نوشت.
18 اسفند 1390 سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری آنفلوآنزا و درست در روز ۸ مارس که زنان در تمام دنیا به فعالیت اجتماعی می پردازند و در۹۰ سالگی در خانه‌اش در شهر تهران درگذشت و پیکر او درقطعه هنرمندان (88) ردیف ۱۵۰، شماره ۳۱ به خاک سپرده شد.
با این که خانم دانشور همواره قدر دید و مورد احترام بود اما از برخی اتفاقات و رفتارها نیز رنجیده خاطر بود.
یکی به خاطر این که در محافل رسمی تنها بر وجه همسری او تاکید و به آیین های مربوط به جلال آل احمد دعوت می ‌شد و نه به عنوان نویسنده مستقل که آوازه ای هم سنگ جلال داشته است.
دوم به سبب محدودیت هایی که برای کانون نویسندگان اعمال می شد هر چند برای او احترام قایل بودند.
موضوع سوم اختلاف با شمس آل احمد بود. هم به خاطر مسوولیت حقوقی آثار جلال و هم اصرار شمس بر این که جلال به دست ساواک کشته شده و مرگ او طبیعی نبوده است.
حال آن که سیمین خانم می گفت : در «اسالم» بودیم و جلال کنار من و به شکل طبیعی درگذشت.
انتشار کتاب «‌سنگی برگوری» که درباره فرزند دار نشدن او و جلال بود نیز خاطر او را مکدر ساخت زیرا نکاتی از زندگی خصوصی را بازگفته بود که معمولا افراد و حتی نویسندگان به این عرصه ها نمی‌پردازند.
سیمین دانشور 90 سال زندگی کرد و 4 سال پیش در 18 اسفند در همان خانه که یادآور جلال و در همسایگی خانه نیما یوشیج بود چشم از جهان فرو بست.
نمونه ای کامل از مهر و وقار زن ایرانی که هر چند طعم مادری را نچشید
اما روحی مادرانه داشت و در فقدان او بسیاری چون مادر از دست داده ها سوگوار شدند.

عجایب عدد هفت

تاریخچه:
در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

هفت و…
نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید

نمونه سئوالات املاء فارسي

بسمه تعالي                                                                                                         نام ونام خانوادگي:

اداره آموزش وپرورش ناحيه دو شهرستان شهركرد                                                     نام كلاس:

گروه آموزشي وفناوري اطلاعات  ناحيه دو شهرستا ن شهركرد  

نمونه سئوالات املا پايه سوم راهنمايي كتاب جديد التاليف

                                                                                       نمره با عدد:

                                                                                         نمره با حروف:

الف: املاي تقريري بر اساس 10 نمره

انتخاب متن املا  بر اساس پراكندگي دروس آسان، متوسط، مشكل طراحي شود

ب: فعاليت هاي املايي 10 نمره

1 براي وازه هاي زير يك هم خانواده بنويسيد.(1)

الف:واقف    ب:پويه    ج:لطيف    د:حيران

2- در عبارت ((كاهل وار برخاستند و خويشتن را به پاي آن ديوار افكندند و...)) معناي وازه ي ((كاهل وار)) كدام گزينه است؟

الف:گروهي    ب:آهستگي    ج:سستي    د:به آرامي

3- شكل وازه هاي مناسب را با توجه به معناي جمله در جاهاي خالي قرار دهيد؟(1)

الف:اهميتي كه نوجوان به ................. لباس پوشيدن، نوع آرايش مو و مراقبت ها و .............. نشان مي دهد بسيار اساسي است.(ترز،‌طرض،‌طرز،ترز)

ب:در محاوراتي كه به حضور او ميان دو كس رود ................... ننمايد و اگر از او پوشيده دارند استراق سمع نكند.(خوض،خوز،خوظ،خوذ)

4- در متن زير وازه هاي نادرست را بيابيد و شكل صحيح آن را بنويسيد.(2)

از جمال صورت قصر و بسياري غلامان و صرير ملك وي، هيچ خبر ندارد، اگر خواهي به دريچه ي مورچه غناعت كني مي باش و اگر نه راحت داده اند تا در بستان معرفت حق تعالي تماشا كني و بيرون آيي، چشم باز كن تا عجايب بيني كه مدهوش و متهير شوي.

5- هر وازه را به معناي مناسب آن وصل كنيد(رديف ((ب)) يك وازه اضافه است)

الف                                     ب

نهفت                                حفظ شده

مصون                               شيفته

مفتون                               راهزن

طرّاد                                 مخفيگاه

                                          شاداب

6- معناي كدام گزينه با توجه به معني آن غلط است.(1)

الف: انحطات: فرو افتادن     ب: تعرّض:تجاوز

ج: اعزاز: گرامي داشتن     د:تهذيب:خالص كردن

7- نخست معني وازه ها را بنويسيد وبا توجه به معني در جمله به كار ببريد. (1)

كلمه

معني

جمله

 

 

 

 

 

 

 

8- (آسودگي) در كدام وا‍‍‍‍‍زه معني شده است ؟(1)

الف:فراقت              ب: فراغت                    ج:فراقط                د: فراغط

  

 

 

 

 

                                                                    موفق باشيد .

 

مقدمه

انسان موجودی اجتماعی است که نیازها « خواسته های اوجز با همکاری وهمیاری وتبادل نظر فکری بر آورده نمی شود ». انسان با کمک وهمفکری توانسته است به اختراعات و اکتشافات بزرگ وبهره برداری از آن دست یابد وپیشرفت علم وتکنولوژی هرچه بیشتر این کار جمعی وتبادل اطلاعات وآراء ونظرات را در میان انسانها ملتها ودولتها بیشتر وبیشتر می نماید .

تصمیم گیری ها ی اجتماعی در ابعاد مختلف سیاسی وفرهنگی  واقتصادی وقتی دقیق تر ودرست تر خواهد بود که افراد صاحب نظر در تنظیم آن بیشتر شرکت داشته باشند وتصمیم ها هرچه بیشتر در معرض نظر خواهی وتبادل افکار واندیشه ها ی مختلف قرار گیرند . برخورد اندیشه ها به صورت پیوسته وصحیح می تواند نقایص ونارسایی های تصمیم گیری واجرا در مجامع مختلف از بین ببرد ونتایج به دست آمده را هرچه کامل تر ودقیق تر نماید .واین همان فلسفه وجودی شور وشورا در سازمانها وموسسات وجوامع مختلف می باشد .

طرح وبیان مسئله :

ازدیدگاه علمی مدرسه یک نهاد اجتماعی است که باید به روش گروهی وبا کمک همه کسانی که مسئولیت یا منافعی دارند اداره شود . در عین حال مدرسه یک سازمان تخصصی است که دبیران ، معلمان یا استادان با سالها آموزش وتجربه و تکیه بر علم وتخصص خود به انجام وظیفه می پردازند هیچ مدیری نمی تواند ادعا کند که امور مدرسه را بدون دخالت واظهار نظر اعضای آموزشی اش حل می کند. شورای معلمان وسیله ی بسیار خوبی برای اطلاعات افکار واندیشه هاست .

شورای معلمان مدرسه سبب رشد شخصیت ، خود رهبری وبلوغ افراد می شود ووقتی دبیران در امور سازمان آموزشی شرکت داده می شوند وآنها وجود خود را در سر نوشت مدرسه موثر می بینند احساس ارزش وشخصیت می کنند منظور از خودرهبری یافتن توان بررسی مسائل ومشکلات به وسیله شورای معلمان وارائه راه حل ودر نهایت به گردش در آوردن امور مدرسه وبلوغ به مفهوم پختگی ، کسب تجربه وانجام کارهاست . شورای معلمان را می توان یک کارگاه آموزشی دانست که می تواند به مباحثی چون روش ها ی تدریس ، آخرین یافته های تعلیم وتربیت ، روشهای اجتماعی کردن افراد ،شیوه های درست ارزشیابی ، و نحوه برقراری رابطه با اولیاء ، آخرین یافته های یک رشته ی علمی مقررات انضباطی ، روشهای اعمال انضباط ، روشن کردن اهداف وبه توافق رسیدن در مورد اهداف ومقاصد آموزشی و ....بپردازند .

سئوال اساسی این است که :

1-    مشخص نبودن اهداف وانتظارات شورای معلمان در برخی موارد، جلسات  دچار رکود می گردد؟

2-    مشکل برقراری ارتباط  بین افراد در شورای معلمان در برخی موارد، جلسات  دچار رکود می گردد؟

جامعه آماری:

جامعه آماری ما از معلمان  آموزشگاه دخترانه  که 68 نفر می باشد انتخاب شدند وطبق جدول ارائه شده ، علل  نارضایتی خود  را بر اساس پرسش نامه 4 گزینه ای به شرح ذیل اعلام نمودند .

 

تعداد افراد

سئوالات مطرح شده

15 %

نداشتن برنامه وکم محتوایی جلسات

5%

مناسب نبودن زمان ومکان جلسه

12%

خارج شدن بحث از موضوع جلسه

3%

نشنیدن مطالب یا قابل فهم نبودن مطالب

16%

پرحرفی شرکت کنندگان

10%

فرد گرایی وعدم انجام کار گروهی

7%

طول مدت جلسه

اهمیت وضرورت پژوهش:

اسلام که کامل ترین وبهترین قوانین را برای حرکت انسان به سوی سعادت وخوشبختی داراست وبر اساس سرشت انسان استوار بوده ورشد انسان وجامعه انسانی را در حرکت به سوی کمال مطلق که همان الله است تضمین می کند قطعا نه اهمیت مشاوره وشورا را در تعالی جوامع انسانی نادیده نگرفته بلکه به اندازه ای به آن ارج نهاده که حتی یک سوره به نام شورا نام گزاری شده است . به منظور نشان دادن دیدگاه قرآن نسبت به شکوفایی استعداد ها وتبلور وتصفیه اندیشه ها در رابطه با مشاور وشورا لازم است  به منابع اسلامی در خصوص این موضوع رجوع کنیم تا قبل از هر چیز  ضرورت وجودی شورا واهمیت آن از نظر اسلام روشن شود .

الف: قرآن

قرآن در سه جای مختلف به شور وشورا به صورتهای گوناگون اشاره کرده است که یکی از آنها را بیان

می کنیم .

اول : سوره بقره آیه 233 .

دوم سوره آل عمران آیه 159.

سوم سوره شورا آیه 38.

والذین استجابوا لربهم واقام الصلوة وامرهم شورا بینهم ومما رزقناهم ینفقون .

 وآنان که دعوت پروردگار را اجابت کردند وبر پای داشتند نماز را و کارشان با مشورت یکدیگر است وآنچه روزی دادیمشان، انفاق می کنند .

ب: سخنان پیامبر وائمه علیهم السلام

پیامبر وامامان بزرگوار در جاهای مختلف اهمیت شور وشورا را بیان کرده اند که به دو مورد آن بسنده می کنیم .

1-   لا مظاهره اوثق من المشاوره ولا عقل کالتدبیر.

هیچ پشتیبانی قوی تر از مشورت نیست وهیچ عقلی بهتر از تفکر وتدبیر نیست « پیامبر اکرم (ص)»

( بحار الانوار ، ج 75، ص 100، حدیث 17)

2-   آفةالمشاوره انتقاص الاراء .

آفت مشورت ، شکستن رای هاست . امام علی (ع) . غرر الحکم ودرر الکلم ج 1 فصل 16ص 305ص13)

اهداف پژوهش :

1-   محلی برای بالا بردن مهارت وکارایی معلمان در ا ثر آموزش در شورا.

2-    موقعیتی برای بهبود جو سازمانی وافزایش روحیه معلمان وایجاد الفت بین آنها .

3-     محلی برای باز گویی ، تجزیه وتحلیل وبررسی هدف های تعلیم وتربیت در کل و اهداف مدرسه در جزء.

4-   وسیله ای سود مند برای هدایت وراهنمایی معلمان جوان وآماده سازی معلمان جدید .

5-   محلی برای تصحیح روش ها .

6-   ا مکانی برای  ارزیابی افراد از خود ودیگران .

7-   محلی برای بررسی مسائل آموزشی ، درسی، رفتاری واخلاقی دا نش آ موزان .

8-   ایجاد احساس شخصیت ومسئولیت در معلمان .

در مشورت کردن محاسنی همچون تفقد از نیروها ودخیل کردن آنها در تصمیم سازی ، شکوفایی استعداد ها گزینش بهترین رای ، ایجاد انگیزه وعلاقه برای اجرای تصمیم نهایی ، نهفته است . 

پیشینه پژوهش:

مدرسه رده ی عملیاتی برای تحقق اهداف نظام آموزش وپرورش وتجلیگاه فرهنگ وگرایش ها وخواسته ها ی متعهد است ودراین مورد میان معلم با عناصر پیچیده روحی وروانی دانش آموزان سر وکار دارد . دراین شرایط تحقق مطلوب اهداف نیازمند مشورت در رده عملیات واستفاده از تجارب واطلاعات معلمان است وهمچنین مدیریت برای اداره برنامه ریزی ، وتصمیم گیری وارزشیابی وگرفتن باز خورد واحد آموزشی به شورای معلمان نیاز دارد .

امروزه در مقایسه با گذشته ، ایفای نقش مدیریت ، به لحاظ وسعت ارتباطات ، قلمرو وپیچیدگی اهداف ووظایف سازمان ونیز گسترش پیچیدگی افکار وانتظارات کارکنان ومهارتهای استفاده از تجهیزات ، بسیار دشوار شده است . جلسات شورا ها بطور اعم کانون بررسی نظرات ، ایده ها وعقاید است وشورای آموزشی مظهر ومحل اتخاذ تصمیمات گروهی است که حس مسئولیت پذیری، مشارکت ، عضویت وتعلق فرد را به گروه تقویت می کند . همچنین شورا ها نمادی از رهبری ، تدبیر ، آزاد اندیشی واحترام به کرامت انسانی از سوی مدیر است . بدین ترتیب مدیران می توانند با تکیه بر اصول ، شورا ها ی مدارس را تقویت کرده کارها وتصمیمات خود را بر پایه مشورت استوار سازند . مدیریت مبتنی برمشارکت جویی می تواند مدرسه را در وصول به اهداف آموزشی وتربیتی یاری رساند . تلاش جهت جلب مشارکت فکری وعملی معلمان در برنامه ریزی مدیران خصوصا در سالهای اخیر مشهور است.

لیکن نکاتی از عوامل تاثیر گزار بر تشکیل شورای معلمان می توان یافت که از سوی صاحب نظران ومدیران مجرب قابل تامل وبررسی بیشتر می باشد.